ثروت ملی یا امتیاز سیاسی؟ بررسی تحقیقی بهره‌برداری از منابع طبیعی افغانستان در دوره حاکمیت طالبان و چالش‌های حقوقی آینده

براساس خبرنامه جبهه جمهوریت که مدعی مخالفت نظامی علیه گروه طالبان در افغانستان می باشد، طی چندین عملیات نظامی و چریکی کاروان های انتقالات منابع طبیعی افغانستان تحت اداره گروه طالبان را انجام دادند. هییت تحریری گزینش مصمم شد که گزارش تحقیقی از منابع طبیعی افغانستان و چالش های حقوقی آینده را در دستور خویش قرار دهد.

دیپارتمنت تحقیقی گزینش19 Oct 2026
14 min read
bbcnews

منابع طبیعی افغانستان، از زغال‌سنگ و طلا تا مس، آهن، سنگ‌های قیمتی و مواد معدنی صنعتی، ظرفیت مهمی برای درآمد عمومی، اشتغال و توسعه اقتصادی کشور دارند. با این حال، استخراج این منابع زمانی به توسعه ملی کمک می‌کند که قراردادها شفاف باشند، درآمدها به‌درستی ثبت و مصرف شوند، جوامع محلی از منافع آن بهره‌مند گردند و خسارت‌های محیط‌زیستی و اجتماعی جبران شود.

بررسی گزارش‌های تحقیقی و داده‌های منتشرشده نشان می‌دهد که در دوره حاکمیت طالبان، بخش معدن به یکی از محورهای مهم سیاست اقتصادی این گروه تبدیل شده است. گزارش تحقیقی سازمان Afghan Witness که در جون ۲۰۲۴ منتشر شد، دست‌کم ۲۰۵ قرارداد معدنی با ۱۵۶ شرکت را در فاصله اگست ۲۰۲۱ تا فبروری ۲۰۲۴ شناسایی کرد. این گزارش همچنین از افزایش نقش مستقیم وزارت معادن و پترولیم در شماری از پروژه‌ها خبر داد.

در عین حال، گزارش افغانستان‌آنالیستس‌نتورک در اگست ۲۰۲۵، ضمن اشاره به افزایش تولید و بهبود برخی روندهای قراردادی و مالیاتی، درباره استخراج شتاب‌زده، آسیب‌های محیط‌زیستی، خطرهای ایمنی و صادرات مواد خام بدون ایجاد ارزش افزوده کافی هشدار داده است.

نتیجه اصلی این بررسی آن است که شواهد موجود، نگرانی‌های جدی درباره شفافیت، پاسخ‌گویی، توزیع منافع و پایداری استخراج معادن افغانستان را توجیه می‌کند؛ اما اثبات حقوقی «غارت» در هر پروژه مشخص، مستلزم بررسی قرارداد، مالکیت واقعی شرکت، میزان تولید، درآمد وصول‌شده، پرداخت‌های دولتی و شواهد تخلف است. نمی‌توان صرف انعقاد قرارداد با یک شرکت یا استخراج یک معدن را به‌تنهایی دلیل قطعی اختلاس، سرقت یا جرم دانست.

۱. ابعاد اقتصادی و سیاسی استخراج معادن

افغانستان دارای ذخایر متنوع معدنی است، اما وجود ذخایر بزرگ زیرزمینی لزوماً به معنای درآمد تحقق‌یافته یا ثروت قابل استفاده فوری نیست. استخراج صنعتی به سرمایه، برق، زیرساخت حمل‌ونقل، فناوری، نیروی متخصص و چارچوب حقوقی قابل پیش‌بینی نیاز دارد.

طالبان پس از تصرف قدرت در سال ۲۰۲۱، توسعه معادن را به‌عنوان یکی از راه‌های افزایش درآمد داخلی و جذب سرمایه‌گذاری مطرح کردند. این سیاست در شرایطی دنبال شد که کمک‌های خارجی کاهش یافت و اقتصاد کشور با محدودیت‌های بانکی، فقر و کمبود فرصت‌های سرمایه‌گذاری مواجه بود.

در اگست ۲۰۲۳، مقام‌های طالبان از امضای هفت قرارداد معدنی به ارزش اعلام‌شده ۶٫۵ میلیارد دالر خبر دادند. این قراردادها شامل پروژه‌های استخراج و فرآوری آهن، سرب، جست و طلا در چند ولایت بود. با این حال، آسوشیتدپرس گزارش داد که تحقق چنین سرمایه‌گذاری‌هایی به اجرای عملی پروژه‌ها، زیرساخت و چارچوب مدیریتی مناسب وابسته است؛ بنابراین ارزش اعلام‌شده قراردادها را نباید با پول سرمایه‌گذاری‌شده، درآمد وصول‌شده یا سود خالص دولت یکسان دانست.

گزارش بانک جهانی در اپریل ۲۰۲۵ نیز از رشد برآوردشده ۴ درصدی بخش معدن و استخراج در سال ۲۰۲۴، پس از رشد ۵٫۷ درصدی در سال ۲۰۲۳، خبر داد و به گسترش قراردادهای معدنی اشاره کرد؛ در عین حال، بسیاری از پروژه‌ها هنوز وارد مرحله عملیاتی نشده بودند.

این اطلاعات دو نکته را روشن می‌کند:

استخراج معادن می‌تواند منبع درآمد و اشتغال باشد و نباید تمام فعالیت‌های معدنی را ذاتاً غیرقانونی تلقی کرد.

افزایش قراردادها و تولید، به‌تنهایی نشان نمی‌دهد که مردم افغانستان چه میزان از منافع واقعی منابع طبیعی خود را دریافت کرده‌اند.

مسئله اساسی، چگونگی تبدیل ثروت زیرزمینی به درآمد عمومی، خدمات اجتماعی و توسعه پایدار است.

۲. شواهد قرارداد ها

۲.۱. افزایش شمار قراردادها

تحقیق Afghan Witness، وابسته به Centre for Information Resilience، قراردادهای علنی وزارت معادن و پترولیم را از اگست ۲۰۲۱ تا فبروری ۲۰۲۴ بررسی کرد. یافته‌های اصلی آن عبارت‌اند از:

دست‌کم ۲۰۵ قرارداد معدنی با ۱۵۶ شرکت شناسایی شد.

تنها ۱۴ شرکت از شرکت‌های دارای قراردادهای علنی در دوره طالبان، پیش از آن نیز قراردادهای علنی در دوره جمهوری داشتند.

نزدیک به یک‌سوم قراردادهای شناسایی‌شده مربوط به استخراج نفریت، نوعی سنگ یشم، بود.

در شماری از پروژه‌ها، وزارت معادن به‌جای دریافت حق امتیاز، در ساختار مشارکت و مالکیت پروژه وارد شد.

این یافته‌ها پرسش‌های مهمی درباره معیارهای انتخاب شرکت‌ها، ظرفیت فنی آنان، مالکیت واقعی و شیوه ارزیابی پیشنهادها مطرح می‌کند. با این حال، تغییر ترکیب شرکت‌ها به‌خودی‌خود تخلف نیست؛ برای اثبات تبعیض، فساد یا واگذاری غیرقانونی، باید اسناد مناقصه، شرایط قرارداد و روابط احتمالی میان تصمیم‌گیرندگان و شرکت‌ها بررسی شود.

۲.۲. خطر تعارض منافع

وقتی یک نهاد حکومتی هم تنظیم‌کننده مقررات، هم صادرکننده مجوز و هم شریک تجاری یک پروژه باشد، خطر تعارض منافع افزایش می‌یابد. در چنین وضعیتی، باید روشن باشد که چه نهادی بر عملکرد شرکت نظارت می‌کند، درآمدها چگونه محاسبه می‌شوند و آیا تصمیم‌گیرندگان از منافع شخصی یا سازمانی پروژه برخوردارند.

گزارش دبیرکل سازمان ملل درباره افغانستان در سال ۲۰۲۴، ضمن اشاره به افزایش درآمدهای ناشی از مالیات و حق امتیاز معادن، گزارش‌هایی از تداوم فساد در سطوح بالای حاکمیت بالفعل طالبان و بهره‌برداری از منابع طبیعی از طریق واگذاری قراردادها یا مقام‌های سودآور را نیز ثبت کرده است. همان گزارش تصریح می‌کند که میزان ارتباط این موارد با عالی‌ترین سطوح رهبری به‌طور کامل روشن نبود.

از نظر تحقیقی، این تمایز مهم است: گزارش درباره وجود نگرانی‌های ساختاری و اطلاعات دریافتی است، نه حکم قضایی مبنی بر مجرم بودن یک فرد یا شرکت مشخص.

۲.۳. شفافیت مالی و مالکیت واقعی

شفافیت قرارداد تنها به انتشار نام شرکت برنده محدود نمی‌شود. برای ارزیابی یک پروژه باید دست‌کم این اطلاعات در دسترس باشد:

متن کامل قرارداد، مدت آن، محدوده جغرافیایی و شرایط تمدید؛

نام مالکان واقعی و ذی‌نفعان نهایی شرکت؛

مقدار استخراج‌شده و میزان صادرات؛

حق امتیاز، مالیات و سایر پرداخت‌های واقعی؛

هزینه‌های دولتی، تعهدات سرمایه‌گذاری و سهم دولت از سود؛

ارزیابی اثرات محیط‌زیستی و اجتماعی؛

تعهدات شرکت در برابر جوامع محلی و هزینه بازسازی معدن پس از پایان کار.

ابتکار شفافیت صنایع استخراجی (EITI) افغانستان را در ۱۹ جون ۲۰۲۴ از عضویت خود خارج کرد؛ این نهاد اعلام کرد که شرایط کشور برای اجرای الزامات کلیدی، از جمله حکمرانی چندذی‌نفعی و افشای اطلاعات، فراهم نیست. این تحول به معنای اثبات غیرقانونی بودن تمام قراردادها نیست، اما یک سازوکار مهم نظارت و گزارش‌دهی عمومی را تضعیف کرده است.

۳. مواردی که نیازمند بررسی مستقل‌اند

الف) زغال‌سنگ و درآمدهای صادراتی

زغال‌سنگ یکی از منابع درآمد و اشتغال در افغانستان بوده است. گزارش مرکز بوش درباره فساد و ساختارهای اقتصادی در دوره طالبان، به درآمدهای قابل توجه مرتبط با صادرات زغال‌سنگ در سال ۲۰۲۲ اشاره می‌کند؛ اما هم‌زمان، نبود اطلاعات جامع را مانعی برای برآورد دقیق صادرات غیررسمی می‌داند.

برای اثبات کم‌اظهاری صادرات یا خروج غیرقانونی درآمدها، باید اطلاعات تولید معدن با اظهارنامه‌های گمرکی، وزن محموله‌ها، قیمت فروش، هزینه حمل‌ونقل و پرداخت‌های ثبت‌شده دولت تطبیق داده شود. تفاوت میان قیمت بازار و درآمد دولتی، بدون محاسبه هزینه‌ها و شرایط قرارداد، به‌تنهایی اثبات اختلاس نیست.

ب) طلا و تنش‌های محلی

در ۶ جنوری ۲۰۲۶، درگیری میان ساکنان محلی و فعالان یک شرکت استخراج طلا در ولسوالی چاه‌آب ولایت تخار به کشته شدن چهار نفر، شامل سه ساکن محل و یک کارمند شرکت، و زخمی شدن پنج نفر انجامید. آسوشیتدپرس گزارش داد که علت دقیق درگیری در آن زمان روشن نبود و مقام‌ها از آغاز بررسی و توقف عملیات معدن خبر داده بودند.

این رویداد به‌خودی‌خود اثبات نمی‌کند که شرکت یا طالبان مرتکب جرم شده‌اند. با این حال، ضرورت بررسی مستقل درباره حقوق زمین، مشورت با جوامع محلی، ترتیبات امنیتی، استفاده از نیروی قهریه و سازوکار رسیدگی به شکایت‌ها را برجسته می‌سازد.

ج) آسیب‌های محیط‌زیستی و استخراج غیرمسئولانه

افغانستان‌آنالیستس‌نتورک در گزارش سال ۲۰۲۵ خود، درباره خطر آلودگی منابع آب، تخریب محیط‌زیست، شرایط ناایمن کار و صادرات مواد خام بدون فرآوری کافی هشدار داده است.

در چنین پرونده‌هایی باید با نمونه‌برداری علمی از آب و خاک، تصاویر ماهواره‌ای، بررسی تغییر مسیر رودخانه‌ها، داده‌های سلامت و بازرسی فنی مشخص شود که آیا خسارت رخ داده، چه فعالیتی آن را ایجاد کرده و چه شخص یا نهادی مسئول بوده است. بدون چنین شواهدی، نسبت دادن تمام خسارت‌های محیط‌زیستی به یک شرکت یا مقام مشخص از نظر حقوقی قابل دفاع نیست.

۴. چارچوب حقوقی: چه چیزی بهره‌برداری غیرقانونی محسوب می‌شود؟

برای ارزیابی حقوقی استخراج منابع طبیعی افغانستان، باید میان قوانین داخلی، تعهدات بین‌المللی و مسئولیت‌های احتمالی شرکت‌ها تفاوت گذاشت.

۴.۱. قوانین معادن افغانستان

قانون معادن و مقررات معدنی سال ۲۰۱۹، چارچوبی برای مالکیت و کنترل دولتی منابع معدنی، صدور مجوز، قراردادهای استخراج، حفاظت محیط‌زیست و جلوگیری از فعالیت‌های غیرمجاز فراهم می‌کرد. در این چارچوب، استخراج بسیاری از مواد معدنی بدون مجوز لازم مجاز نبود.

این قوانین مبنایی برای بررسی قراردادهای دوره طالبان فراهم می‌کنند، اما هر پرونده باید با توجه به متن قانون قابل اعمال، مقررات بعدی، احکام صادرشده و شرایط قرارداد مربوط بررسی شود. نمی‌توان بدون تحلیل حقوقی فرض کرد که تمام قوانین پیشین بدون تغییر اجرا می‌شوند یا تمام قراردادهای جدید به دلیل تغییر حاکمیت خودبه‌خود باطل‌اند.

پرسش‌های حقوقی اصلی عبارت‌اند از:

آیا مجوز بر اساس صلاحیت قانونی و تشریفات قابل اعمال صادر شده است؟

آیا رقابت، مناقصه و ارزیابی فنی مطابق الزامات مربوط انجام شده است؟

آیا قرارداد تعهدات مالی و محیط‌زیستی مشخص دارد؟

آیا درآمدها به حساب‌های عمومی واریز و ثبت شده‌اند؟

آیا شرکت به تعهدات خود در برابر دولت و جوامع محلی عمل کرده است؟

پاسخ مستند به این پرسش‌ها می‌تواند مبنای بررسی ابطال قرارداد، مطالبه خسارت، استرداد درآمد یا پیگرد کیفری در صورت وجود عناصر قانونی جرم باشد.

۴.۲. مالکیت منابع و منافع عمومی

منابع طبیعی یک کشور را نمی‌توان صرفاً دارایی اشخاصی دانست که در زمان استخراج بر دستگاه حکومتی تسلط دارند. در چارچوب حقوق داخلی افغانستان، منابع معدنی تحت مالکیت و کنترل دولت قرار داشته‌اند و قوانین معدنی بر استفاده و مدیریت آن‌ها در راستای منافع عمومی تأکید کرده‌اند.

از این اصل، یک پرسش بنیادین ناشی می‌شود: آیا واگذاری منابع، درآمد متناسب و قابل حسابرسی برای کشور ایجاد می‌کند یا امتیاز اقتصادی را بدون نظارت کافی در اختیار گروه محدودی قرار می‌دهد؟

برای پاسخ، باید ارزش اقتصادی قرارداد، میزان استخراج، سهم عمومی از درآمد، هزینه‌های زیست‌محیطی و اجتماعی و منافع واقعی ایجادشده برای مردم محاسبه شود. اگر شواهد نشان دهد که درآمدهای متعلق به دولت عمداً منحرف شده یا منابع برخلاف قانون واگذار شده‌اند، امکان طرح ادعاهای حقوقی مشخص مطرح می‌شود؛ اما اثبات هر ادعا به اسناد و معیارهای قانونی مربوط نیاز دارد.

۵. چالش‌های حقوقی آینده

چالش نخست: اعتبار قراردادهای منعقدشده در دوره طالبان

تغییر حکومت، به‌تنهایی همه قراردادهای اقتصادی را باطل نمی‌کند. یک دولت آینده باید قراردادها را موردی بررسی کند: آیا امضاکننده صلاحیت داشته است؟ آیا قرارداد با قوانین قابل اعمال سازگار بوده؟ آیا فساد، اجبار، تبانی یا تخلف اساسی رخ داده است؟ آیا شرکت تعهدات خود را انجام داده است؟

راهکار حقوقی، ایجاد کمیسیون مستقل بررسی قراردادها و تفکیک قراردادهای قانونی، قراردادهای نیازمند اصلاح و قراردادهای دارای شواهد جدی تخلف است.

چالش دوم: اثبات فساد و بازگرداندن درآمدهای منحرف‌شده

اثبات فساد نیازمند مدارکی مانند قراردادها، اسناد بانکی، دفاتر مالی، سوابق پرداخت حق امتیاز، مالکیت واقعی شرکت‌ها و ارتباطات مالی میان تصمیم‌گیرندگان و ذی‌نفعان است.

در صورت اثبات جرم، امکان پیگیری کیفری، مطالبه خسارت و درخواست توقیف یا استرداد دارایی‌ها، با رعایت صلاحیت قضایی و قوانین کشور محل دارایی، قابل بررسی خواهد بود. توقیف یا مصادره بدون مبنای قانونی و رسیدگی منصفانه خود می‌تواند ناقض حقوق اشخاص باشد.

چالش سوم: مسئولیت شرکت‌های خارجی و سرمایه‌گذاران

شرکت‌های خارجی ممکن است تحت قوانین کشور محل ثبت، قوانین قابل اعمال بر قرارداد و قواعد مربوط به فساد، تحریم‌ها یا مسئولیت تجاری پاسخ‌گو باشند. با این حال، تابعیت خارجی یا فعالیت در افغانستان به‌تنهایی مسئولیت کیفری یا مدنی ایجاد نمی‌کند.

بررسی باید مالکیت نهایی، آگاهی شرکت از تخلف احتمالی، پرداخت‌های غیرقانونی، نقش مدیران و ارتباط میان رفتار مورد ادعا و خسارت را مشخص کند.

چالش چهارم: جبران خسارت‌های محیط‌زیستی و اجتماعی

تخریب زمین، آلودگی آب، آسیب به کشاورزی و از بین رفتن معیشت جوامع محلی می‌تواند زمینه مطالبه جبران خسارت یا الزام به بازسازی محیط را فراهم کند، مشروط بر آن‌که مبنای حقوقی، رابطه سببیت و مسئولیت اشخاص مربوط اثبات شود.

چالش عملی، حفظ شواهد پیش از تغییر محل معدن، نابودی اسناد یا ادامه خسارت است. نمونه‌برداری مستقل، تصاویر ماهواره‌ای و ثبت شهادت ساکنان می‌تواند در رسیدگی‌های آینده اهمیت داشته باشد.

چالش پنجم: صلاحیت محاکم و شناسایی تصمیم‌های حقوقی

اختلاف میان دولت آینده، شرکت‌های معدنی و سرمایه‌گذاران ممکن است به محاکم داخلی یا، در صورت وجود مبنای معتبر، داوری تجاری بین‌المللی ارجاع شود. صلاحیت هر مرجع به قرارداد، قانون حاکم، توافق داوری و قواعد مربوط بستگی دارد.

نبود اعتماد به استقلال نهادهای قضایی یا اختلاف بر سر شناسایی مقام‌های حکومتی می‌تواند روند رسیدگی را پیچیده سازد، اما به‌خودی‌خود صلاحیت همه محاکم یا اعتبار همه قراردادها را از بین نمی‌برد.

۶. آیا بهره‌برداری از معادن می‌تواند جرم بین‌المللی باشد؟

این پرسش نیازمند دقت ویژه است. اصطلاح «غارت منابع طبیعی» در زبان سیاسی و رسانه‌ای ممکن است برای توصیف تصاحب غیرمنصفانه ثروت عمومی استفاده شود؛ اما در حقوق بین‌الملل، هر نوع استخراج غیرشفاف، قرارداد زیان‌بار یا فساد اقتصادی لزوماً جرم بین‌المللی نیست.

در برخی شرایط، غارت یا چپاول اموال می‌تواند تحت حقوق بین‌المللی بشردوستانه و اساسنامه رم در چارچوب جرایم جنگی مطرح شود. با این حال، برای انطباق حقوقی باید عناصر جرم، از جمله نوع تصاحب، شرایط وقوع، پیوند لازم با مخاصمه مسلحانه و سایر الزامات مربوط، اثبات شود.

همچنین، مسئولیت کیفری اشخاص، مسئولیت مدنی شرکت‌ها و مسئولیت بین‌المللی دولت مفاهیم جداگانه‌اند و هرکدام مبانی و معیارهای خاص خود را دارند.

بنابراین، اگر هدف پیگیری حقوقی آینده است، بهتر است پرونده‌ها بر اساس نوع تخلف طبقه‌بندی شوند: استخراج بدون مجوز، فساد در واگذاری قرارداد، فرار مالیاتی، قاچاق، نقض تعهدات محیط‌زیستی، تصاحب غیرقانونی درآمد یا جرایم احتمالی مرتبط با مخاصمه. این روش از تعمیم اتهامات جلوگیری می‌کند و احتمال پیگیری موفق را افزایش می‌دهد.

۷. فرمان جدید طالبان درباره استخراج طلا؛ آزمون اجرا و پاسخ‌گویی

در ۸ جون ۲۰۲۶، افغانستان اینترنشنال از فرمانی خبر داد که به تاریخ ۱۸ می ۲۰۲۶ صادر شده بود و استخراج طلا از طریق شست‌وشوی رسوبات را تنظیم می‌کرد. بر اساس گزارش منتشرشده، فرمان بر اجاره زمین‌های دولتی، حفاظت محیط‌زیست، بازگرداندن زمین به وضعیت اولیه و دریافت تضمین مالی برای اجرای تعهدات بازسازی تأکید داشت.

این تحول نشان می‌دهد که چارچوب رسمی طالبان نیز دست‌کم در این حوزه، به موضوع حفاظت محیط‌زیست و بازسازی معدن توجه کرده است. اما صدور فرمان به‌تنهایی اثبات‌کننده اجرای مؤثر آن نیست.

پرسش‌های اصلی عبارت‌اند از: آیا ارزیابی محیط‌زیستی پیش از آغاز کار انجام می‌شود؟ تضمین مالی چگونه محاسبه و نگهداری می‌شود؟ چه نهادی بر کیفیت آب و بازسازی زمین نظارت می‌کند؟ آیا نتایج بازرسی‌ها و میزان درآمدهای وصول‌شده در دسترس عموم قرار می‌گیرد؟ و در صورت تخلف، آیا شرکت بدون توجه به ارتباطات سیاسی یا اقتصادی خود پاسخ‌گو خواهد بود؟

پاسخ به این پرسش‌ها به اسناد اجرایی، بازرسی‌های مستقل و اطلاعات قابل راستی‌آزمایی نیاز دارد.

۸. برنامه پیشنهادی برای مستندسازی و پیگیری حقوقی

برای تبدیل نگرانی‌های عمومی به یک پرونده مستند، روزنامه‌نگاران، پژوهشگران، نهادهای مدنی و متخصصان حقوقی می‌توانند یک چارچوب مشترک مستندسازی ایجاد کنند.

حوزه بررسی

شواهد ضروری

هدف حقوقی

قراردادها

متن قرارداد، مجوز، مناقصه و اصلاحیه‌ها

بررسی اعتبار و رعایت تشریفات

درآمدها

میزان استخراج، قیمت فروش، حق امتیاز و اسناد پرداخت

کشف کسری درآمد یا انحراف مالی

مالکیت شرکت‌ها

ثبت شرکت، مالکان نهایی و روابط مالی

شناسایی تعارض منافع احتمالی

محیط‌زیست

نمونه‌های آب و خاک، تصاویر ماهواره‌ای و گزارش فنی

اثبات خسارت و رابطه سببیت

حقوق جوامع محلی

شهادت‌ها، اسناد زمین و سوابق شکایت‌ها

ارزیابی جبران خسارت و حقوق متأثران

ایمنی و کار

گزارش حوادث، شرایط کاری و اسناد بازرسی

تعیین تخلفات و مسئولیت‌های احتمالی

برای هر ادعا باید منبع، تاریخ، محل، درجه اطمینان و پاسخ طرف مورد انتقاد ثبت شود. اسناد اصلی باید در قالب امن نگهداری شوند و هویت منابعی که با خطر مواجه‌اند، بدون رضایت آگاهانه آنان افشا نشود.

در مرحله بعد، ایجاد یک بانک اطلاعاتی مستقل از قراردادها و پروژه‌های معدنی می‌تواند امکان مقایسه میان تعهدات قراردادی و عملکرد واقعی را فراهم کند. این بانک باید میان موارد تأییدشده، ادعاهای در حال بررسی و اطلاعاتی که هنوز قابل تأیید نیستند، تفاوت روشن بگذارد.

نتیجه‌گیری

بررسی شواهد موجود نشان می‌دهد که گسترش قراردادهای معدنی در دوره طالبان با پرسش‌های جدی درباره شفافیت، تعارض منافع، توزیع درآمدها، حفاظت محیط‌زیست و حقوق جوامع محلی همراه است. گزارش‌های مستقل درباره قراردادها، نگرانی‌های سازمان ملل درباره فساد در سطوح بالای حاکمیت بالفعل و هشدارهای پژوهشگران درباره هزینه‌های اجتماعی و محیط‌زیستی، ضرورت نظارت مستقل بر این بخش را تقویت می‌کند.

با این حال، برای آن‌که این نگرانی‌ها به ادعای حقوقی قابل پیگیری تبدیل شوند، باید از تعبیرهای کلی فراتر رفت و مشخص کرد چه کسی، در کدام پروژه، با چه اقدامی، چه تعهدی را نقض کرده و چه خسارتی به کشور یا شهروندان وارد شده است.

در صورت شکل‌گیری یک نظام پاسخ‌گو در آینده، اولویت باید بررسی مستقل قراردادها، حسابرسی درآمدها، شناسایی مالکان واقعی شرکت‌ها، ارزیابی خسارت‌های محیط‌زیستی و رسیدگی منصفانه به ادعاهای فساد باشد. چنین روندی باید از انتقام‌جویی سیاسی دور بماند و حقوق اشخاصی را که تخلف آنان اثبات نشده است، نیز رعایت کند.

ثروت طبیعی افغانستان نه صرفاً منبع درآمد یک حکومت، بلکه بخشی از دارایی عمومی کشور و سرمایه نسل‌های آینده است. معیار مدیریت مسئولانه این ثروت، تعداد قراردادهای امضاشده یا ارزش اعلام‌شده سرمایه‌گذاری‌ها نیست؛ بلکه میزان درآمد واقعی و شفاف، منافع عمومی، حفظ محیط‌زیست و امکان پاسخ‌گو ساختن هر فرد یا شرکتی است که از قانون تخلف می‌کند.

Related stories

Subscribe to our newsletter

Get the day's most important stories in your inbox.